فروش به مشتری های بزرگ! تکنیک فروش به مشتری های بزرگ چیست؟

فروش به مشتری های بزرگ! تکنیک فروش به مشتری های بزرگ چیست؟

فروش به سازمان‌های بزرگ برای خیلی‌ها حکم کیمیاگری رو داره. فکر میکنن با یه ارائه قشنگ و چند تا جلسه تو برج‌های شمال تهران قرارداد چند میلیاردی بسته میشه. حقیقت اما خشن‌تر از این حرف‌هاست. وقتی داری به یه هلدینگ یا کارخونه بزرگ میفروشی، طرف حسابت نه یک نفره و نه یه پیشنهاد ساده. تو داری با یک سیستم طرف میشی که ذاتا نسبت به غریبه‌ها و پیشنهادهای جدید گارد داره.

بزرگترین اشتباهی که اکثر فروشنده‌ها مرتکب میشن اینه که اول میرن سراغ “معرفی محصول”. این یعنی باخت از همون دقیقه اول.

بذار یه تجربه واقعی رو برات تعریف کنم. چند سال پیش برای یکی از مجموعه‌های بزرگ تولیدی حوالی تهران، یه راهکار سی‌آر‌ام و مدیریت فرآیند فروش می‌بردیم. اون‌ها یه تیم خرید داشتن که به هر چیزی که بوی “تغییر” میداد حساس بود. من جلسات اول کلی روی قابلیت‌های نرم‌افزار مانور دادم، از داشبوردهای قشنگ گفتم، از سرعت سرورها تعریف کردم. نتیجه چی شد؟ هیچی. فقط وقتمون تلف شد.

تا اینکه متوجه شدم مدیر انبار اون‌ها چقدر از بابت گم شدن کالاها و ثبت دستی فرم‌ها کلافه‌ست. استراتژی رو عوض کردم. دیگه از سیستم حرف نزدم. رفتم سراغ اون درد. به مدیر مالی‌شون گفتم: “شما هر ماه دارین حدود ۲۰ درصد از سود خالص‌تون رو به خاطر خطای انسانی در ثبت موجودی انبار دور میریزید.”

اینجا بود که بازی عوض شد. دیگه من یه فروشنده نبودم، یه آدم بودیم که داشت برای مشکلی که اون‌ها رو هر شب بیدار نگه می‌داشت، راه‌حل می‌آورد. نیل راکهام توی کتاب معروفش یعنی SPIN Selling یه جمله عالی داره که میگه: “توی فروش بزرگ، سوال پرسیدن از توضیح دادن مهم‌تره.” من اونجا یاد گرفتم که باید سوال‌هایی بپرسم که درد رو برای خریدار شفاف کنه.

اداشونو درنیار!

اداشونو درنیار! خیلی از استارتاپ‌ها و شرکت‌های کوچیک وقتی میخوان به غول‌ها بفروشن، میخوان اداشون رو دربیارن. سعی میکنن خ…

خیلی از استارتاپ‌ها و شرکت‌های کوچیک وقتی میخوان به غول‌ها بفروشن، میخوان اداشون رو دربیارن.

سعی میکنن خیلی رسمی و اتوکشیده حرف بزنن.

این فاجعه‌ست

. شما باید به زبانِ “صنعتِ” اون‌ها حرف بزنید.

اگر دارید به یک مدیر کلینیک زیبایی میفروشید، نباید از نرخ کلیک بگید، باید از نرخ بازگشت بیمار و ارزش طول عمر مشتری بگید.

متیو دیکسون توی کتاب The Challenger Sale میگه فروشنده موفق کسی نیست که فقط رابطه می‌سازه. میگه: “Teach, Tailor, Take Control.” یعنی اول آموزش بده، بعد پیام‌ت رو برای اون سازمان خاص شخصی‌سازی کن و در نهایت کنترلِ گفتگو رو دستت بگیر. اکثر فروشنده‌ها میترسن کنترل رو دست بگیرن. میترسن اگر زیادی حرفه‌ای برخورد کنن، مشتری بپره. دقیقا برعکس اینه؛ مشتری بزرگ وقتی حس کنه تو به عنوان مشاور وارد شدی نه فروشنده، بهت اعتماد میکنه.

نکته‌ای که خیلیا نادیده میگیرن “رویدادهای محرک” یا همون Trigger Events هست. شرکت‌های بزرگ همیشه در حال تغییرن. مدیر عوض میکنن، واحد جدید میزنن، یا بودجه‌های سالانه‌شون تغییر میکنه. فروشنده‌ای که فقط منتظر تقاضای مشتری میمونه، بازنده است. شما باید مثل یه شکارچی اخبار اون‌ها رو دنبال کنید. اگر دیدی مدیرعامل عوض شده، بدون بهترین زمان برای پیشنهاد دادن همون لحظه‌ست. اون آدم جدید میخواد رد پای خودش رو بذاره و دنبال راهکارهایی میگرده که عملکردش رو بهتر نشون بده.

این هم یادت باشه که توی سازمان‌های بزرگ، تو هیچ‌وقت با یک نفر معامله نمیکنی. یک نفر بودجه رو میده، یک نفر از محصول استفاده میکنه، یک نفر کارشناس فنیه و یک نفر هم ممکنه فقط برای اذیت کردن سنگ‌اندازی کنه. اگر تمام تخم‌مرغ‌هات رو توی سبد یک نفر بذاری، به محض اینکه اون آدم جابه‌جا بشه یا استعفا بده، تو هم از بازی حذف میشی. باید شبکه بسازی. باید توی لایه‌های مختلف سازمان نفوذ کنی.

در نهایت، فروش به مشتری بزرگ یعنی ریسک‌زدایی.

اون‌ها پول ندارن که به تو بدن، اون‌ها دارن امنیتِ تصمیم‌شون رو میخرن. اگر بتونی ثابت کنی که خرید از تو، ریسکِ کارشون رو پایین میاره و اعتبارشون رو پیش بالادستی‌هاشون حفظ میکنه، معامله انجام شده.

دیگه وقتش رسیده از این فکر در بیای که “محصول من عالیه پس باید بخرن”. هیچکس برای عالی بودن محصول پول نمیده، برای حل شدن دردش پول میده. همین امروز لیست مشتری‌های بزرگ‌ت رو بردار و فکر کن چطور میتونی به جای معرفی خودت، یه مشکل بزرگ ازشون حل کنی.

لیست منابع و کتاب‌های پیشنهادی برای این مسیر:

نام کتاب نویسنده نکته کاربردی
SPIN Selling نیل راکهام تکنیک‌های پرسش‌گری برای عمیق کردن نیاز مشتری
The Challenger Sale متیو دیکسون تغییر رویکرد از فروشنده صمیمی به فروشنده چالش‌گر
Influence رابرت چالدینی درک روان‌شناسیِ تصمیم‌گیری در سازمان‌ها
The Challenger Customer متیو دیکسون نحوه کار با گروه تصمیم‌گیرنده در سازمان‌های پیچیده
How to Win Friends… دیل کارنگی اصول پایه ارتباط انسانی که همیشه جواب میده

نظرات

برای ثبت نظر باید ثبت‌نام کنید.

ثبت‌نام / ورود