قیمتگذاری فقط این نیست که یه عدد رو بذاری روی کالا و بفروشی. این کار یه جورایی یه ابزار روانیه که میتونه تصمیم مشتری رو عوض کنه. خیلی از فروشگاهها با یه تغییر کوچیک تو نحوه نشون دادن قیمت، تأثیر بزرگی روی خرید مردم میذارن. یکی از معروفترین و اثباتشدهترین این روشها، استفاده از عدد ۹ آخر قیمته. این تکنیک مستقیم میره رو ذهن مشتری و باعث میشه بدون اینکه ارزش واقعی محصول عوض بشه، حس کنه که جنس رو به صرفه خریده. تو ادامه این مقاله از پیمان امیدی با ما باش تا این روش رو موشکافانه بررسی کنیم و درست استفاده کردنش رو یادت بدیم.
به فکر راهاندازی باشگاه مشتریان هستی؟
پیمان امیدی یه راهکار حرفهای برای مدیریت مشتریاته. با خرید دستگاه پیمان امیدی و جمع کردن شماره مشتریات، یه ارتباط همیشگی و خودکار باهاشون برقرار کن و هر تعامل رو تبدیل کن به یه فرصت برای فروش.
اثر عدد ۹ در روانشناسی قیمتگذاری چیست؟
اثر عدد ۹ در واقع یه جور اشتباه تو ذهن مشتریه. وقتی قیمت یه محصول به جای اینکه یه عدد رُند باشه، با ۹ تموم میشه، مشتری فکر میکنه قیمتش از چیزی که هست کمتره. این قضیه ربطی به منطق ریاضی نداره، بلکه به این برمیگرده که مغز ما چطور سریع اطلاعات رو پردازش میکنه.

وقتی یه نفر میخواد چیزی بخره، معمولاً قیمت رو کامل و دقیق بررسی نمیکنه. بیشتر از همه، به رقم اول قیمت توجه میکنه. همین یه نکته ساده میتونه تصمیم خریدش رو عوض کنه. مثلاً فرض کن دو تا پیراهن تو دو تا فروشگاه مختلف هست؛ یکی ۲۰۰ هزار تومن و اون یکی ۱۹۹ هزار تومن. فرق واقعی بینشون فقط هزار تومنِ، ولی مشتری معمولاً فکر میکنه دومی “بهصرفهتر” هست. علتش اینه که ناخودآگاه ذهنش روی رقم اول متمرکز میشه. از نگاه مشتری، ۱۹۹ هزار تومن تو دسته “صد و خردهای” جا میگیره، ولی ۲۰۰ هزار تومن میره تو دسته “دویست”.
چرا عدد ۹ در ذهن مشتری اثر دارد؟
وقتی ذهن آدم میخواد قیمتها رو پردازش کنه، به جای اینکه همه اعداد رو مو به مو بررسی کنه، بیشترین تمرکزش رو میذاره روی اولین رقمی که سمت چپ میبینه. به خاطر همینه که فرق بین ۱۹۹ و ۲۰۰ خیلی بزرگتر از اختلاف بین ۲۰۱ و ۲۰۲ به نظر میاد.
تو عمل هم، مشتری به جای اینکه دقیق مقایسه کنه، یه جور سیستم تصمیمگیری سریع داره که تو روانشناسی رفتار خریدار بهش میگن «اثر رقم سمت چپ». این اثر توضیح میده که چرا عدد ۹ این همه سال تو بازاریابی و فروشگاهداری دووم آورده.
وقتی مشتری قیمت یه کفش رو ۹۹۹ هزار تومن میبینه، ذهنش اون رو به صورت «نهصد و خردهای» برداشت میکنه، نه «یک میلیون». با اینکه اختلاف واقعی فقط هزار تومن هست، ولی از نظر روانی این فاصله خیلی بزرگتر حس میشه. همین فاصله ذهنی باعث میشه مشتری فکر کنه معامله بهتری کرده. یادت باشه قبل از اینکه این کار رو انجام بدی، باید با استفاده از تکنیکهای فرمول قیمتگذاری محصول، یه قیمتگذاری هوشمندانه و درست براش انجام بدی.
کاربرد عملی عدد ۹ در فروشگاهها
خب، اینکه فقط بدونیم اثر روانی عدد ۹ چیه کافی نیست. مهمتر از اون، اینه که بتونیم درست تشخیص بدیم کِی و کجا استفاده از این تکنیک واقعاً فروش رو بالا میبره. همه محصولات و همه شرایط فروش که مثل هم نیستن.
بعضی جاها عدد ۹ میتونه نظر مشتری رو عوض کنه، ولی یه جاهای دیگه ممکنه حتی اعتبار برند رو پایین بیاره.
کجا باید از عدد ۹ استفاده کرد؟
عدد ۹ بیشترین تأثیر رو توی محصولاتی داره که مشتری به قیمتش خیلی حساسه. یعنی کالاهایی که خریدار براشون کلی مقایسه میکنه و حتی یه کم پسانداز کردن توی تصمیم خریدش تأثیر داره. مثلاً این چیزها:
– لباسها
– لوازم الکترونیکی
– وسایل خونه
– محصولات تخفیفدار
| کالاهای پرمصرف روزانه مانند مواد غذایی بستهبندیشده یا نوشیدنیها | |
| اجناس میانرده مثل پوشاک یا لوازم خانگی کوچک | |
| محصولاتی که در بازه قیمتی نزدیک به رقبای متعدد قرار دارند |
تو این جور کالاها، عدد ۹ میتونه یه اختلاف کوچولو رو تبدیل کنه به یه برتری روانی، و باعث بشه مشتری بیشتر به سمت جنس شما کشیده بشه.
کجا نباید از عدد ۹ استفاده کرد؟
برای چیزهایی که لوکس محسوب میشن و مشتریها اونا رو بهعنوان نماد جایگاه اجتماعی و پرستیژ خودشون میبینن، استفاده از عدد ۹ (مثل ۹۹۹,۰۰۰ تومن) دقیقاً نتیجه عکس میده. یعنی اون حس خوب و خاص بودن رو از بین میبره. تو این سطح از خرید، مشتری توقع داره قیمت کالا تمیز و رُند باشه، نه اینکه به نظر برسه باهاش ور رفته و دستکاری شده. مثلاً …
| ساعتهای گرانقیمت | |
| طلا و جواهر | |
| برندهای پرستیژ پوشاک یا خودرو |
تو این جور مواقع، قیمتهای گرد و تمیز مثل ۲۰۰ میلیون یا ۵ میلیون، خیلی بهتر با شخصیت برند جور درمیان و یه حس اصالت و ارزش بالایی رو به آدم منتقل میکنن.

خب، تو این جور مواقع، قیمتهایی مثلاً مثل ۲۰۰ میلیون یا ۵ میلیون، خیلی بهتر با شخصیت برند جور درمیان. اینجوری یه حس اصالت و ارزش واقعی رو به آدم منتقل میکنن.
تفاوت در ادراک مشتری
خب ببین، وقتی یه مشتری میخواد یه کالای میانرده بخره، بیشتر به این فکر میکنه که «چقدر به صرفهست» یا «ارزش خرید داره یا نه». اما برای کالاهای لوکس، قضیه فرق میکنه؛ اونجا بحث «جایگاه اجتماعی» و «اعتبار» مطرحه. برای همینم هست که باید خیلی دقیق انتخاب کنی کجا از عدد ۹ استفاده کنی. این ترفند وقتی جواب میده که با جنس محصول و طرز فکر مشتری هماهنگ باشه.
نمونه قیمتگذاری با عدد ۹
خب، برای اینکه بهتر متوجه بشید اثر عدد ۹ چطور توی عمل جواب میده، چندتا محصول مختلف رو مثال زدیم و قیمت واقعی رو با قیمتی که به ۹ ختم میشه مقایسه کردیم. تو این جدول میتونید ببینید که چطور یه تغییر کوچیک توی قیمت میتونه طرز فکر مشتری رو عوض کنه و توی ذهنش تأثیر بذاره.
|
محصول
|
قیمت واقعی
|
قیمت پیشنهادی با عدد ۹
|
دلیل انتخاب
|
|
پیراهن مردانه
|
۲۰۰.۰۰۰
|
۱۹۹.۰۰۰
|
ایجاد حس صرفهجویی در خرید پوشاک روزمره
|
|
بسته شکلات خارجی
|
۱۵۰.۰۰۰
|
۱۴۹.۰۰۰
|
ایجاد حس صرفهجویی در خرید پوشاک روزمره
|
|
کفش اسپرت
|
۱.۰۰۰.۰۰۰
|
۹۹۹.۰۰۰
|
ایجاد درک روانی از «نهصد و خردهای» به جای «یک میلیون»
|
تو هر سه تا مثالی که تو جدول بالا دیدی، اختلاف واقعی فقط هزار تومن هستش. ولی مشتری از نظر ذهنی این اختلاف رو خیلی بیشتر از چیزی که هست حس میکنه. تو لباس و خوراکی، این کم شدن کوچیک حس میده که آدم پسانداز کرده و خریدش به صرفه بوده. تو کفش ورزشی هم، این تغییر باعث میشه که مشتری فکر کنه کفش هنوز تو دسته «زیر یک میلیون» جا میگیره. همین جابهجایی روانی کوچیک میتونه مرز تصمیمگیری واسه خرید رو به راحتی عوض کنه.
ترفند عدد ۹ فقط این نیست که رقم آخر رو عوض کنی. نحوه نشون دادن قیمت هم خیلی مهمه. اگه برچسب قیمت کوچیک و نامشخص باشه، اثر روانیش کم میشه. پس بهتره قیمت جدید رو واضح، خوشخوان و درشت نشون بدی تا مشتری ناخودآگاه چشمش به عدد ۹ بیفته.
مقاله پیشنهادی: ۱۰ نکته بازاریابی و فروش که «شرلوک هلمز» بهتر از همه بلد بود
نکات کلیدی برای اجرای موفق تکنیک عدد ۹
خب، اگه میخوای استفاده از عدد ۹ توی قیمتگذاری واقعاً فروشت رو بالا ببره، باید یه سری نکات رو رعایت کنی:
اول اینکه همیشه آخرین رقم قیمت رو بذار ۹، نه اینکه فقط یه بخشی از عدد رو ۹ کنی. مثلاً ۱۹۹,۰۰۰ خیلی بهتر از ۱۹۹,۵۰۰ جواب میده، چون مغز مشتری خودش رو میگیره و میگه «آها، زیر ۲۰۰ تومن».
دوم اینکه قیمت رو باید بزرگ و خوانا بنویسی، جوری که از همون اول چشم مشتری به عدد ۹ بیفته. اگه قیمت رو ریز بنویسی یا بندازی یه گوشهای که کسی نبیند، دیگه اون اثر روانی رو نداره.
سوم اینکه حتماً تستش کن. بهترین راه برای فهمیدن جواب دادن یا ندادن این تکنیک اینه که دو هفته رو مقایسه کنی. یه هفته قیمتها رو رُند بذار، هفته بعدش همون جنسها رو با عدد ۹ بفروش. بعدش آمار فروش رو مقایسه کن تا ببینی واقعاً چقدر تأثیر داشته.
جمعبندی
خب، بیا اینطور بگم: عدد ۹ تو قیمتگذاری یه ترفند ساده ولی خیلی باحاله. این عدد باعث میشه آدم حس کنه یه چیزی ارزونتر از چیزی که هست میخره، بدون اینکه واقعاً قیمت اونقدر تغییر کرده باشه. ولی خب، استفاده ازش باید با هوش و حواس باشه و به نوع جنس و اعتبار برندت ربط داره. مثلاً برای کالاهای مصرفی و میانرده خیلی جواب میده، ولی اگه محصولات لوکس داری، بهتره از قیمتهای رُند استفاده کنی که خیالت راحتتر باشه. آخرش هم این تکنیک تا وقتی تو مغازه خودت امتحانش نکنی و مدام چکش نکنی، نمیدونی چقدر اثر داره.
نظرات
برای ثبت نظر باید ثبتنام کنید.
ثبتنام / ورود