دنیای سوپرمارکتداری و خواربارفروشی در ظاهر شبیه یک معدن طلا است؛ مغازهای همیشه شلوغ با جریان دائمی پول نقد و مردمی که تحت هر شرایط اقتصادی باید بخورند و بنوشند. اما وقتی از دخل روزانه فاصله میگیرید و به دفتر حسابوکتاب میرسید، واقعیت خودش را نشان میدهد. حاشیه سود خالص در این صنعت در تمام دنیا، از مغازههای محلی ایران گرفته تا غولهای زنجیرهای بینالمللی، عددی بهشدت باریک و بین ۱ تا ۳ درصد است. این یعنی اگر در پایان ماه ۱۰۰ میلیون تومان دخل زده باشید، احتمالاً سهم واقعی شما به عنوان سود خالص چیزی حدود ۲ میلیون تومان است و مابقی صرف خرید کالا، اجاره، قبوض سرسامآور برق یخچالها و حقوق شاگرد مغازه شده است.
راز زنده ماندن در بازار خواربارفروشی، تکیه بر سود تکفروشی نیست؛ بلکه همهچیز به «سرعت گردش کالا» برمیگردد. اگر بتوانید سرمایه خود را در ماه چند بار بچرخانید، همان سود ۲ درصدی روی هم تلنبار شده و در نهایت عدد قابلقبولی میسازد. در غیر این صورت، هزینههای ثابت بهراحتی کسبوکار را میبلعند.
چرخاندن یک سوپرمارکت شبیه به بازی با یک پازل پویا است که در آن هر بخش مغازه، قوانین سودآوری خودش را دارد. نمیشود روی تمام قفسهها یک برچسب سود ثابت چسباند. کالاهای خشک و بستهبندی شده مثل ماکارونی، رب و روغن کمریسکترین بخش مغازهاند. خراب نمیشوند، تاریخ انقضای طولانی دارند و کارتن کارتن فروش میروند؛ اما حاشیه سود ناخالص آنها به زحمت به ۲۰ درصد میرسد. در مقابل، قفسه میوه و ترهبار یا یخچال لبنیات و پروتئین حاشیه سود وسوسهانگیز ۳۵ تا ۵۰ درصدی دارند. اما این سود بالا بدون باج نیست. نرخ ضایعات در بخش ترهبار گاهی به ۱۲ درصد میرسد. کافی است چند صندوق گوجهفرنگی و موز روی دستتان بپوسد تا کل سود آن بخش در آن هفته دود شود و هوا برود.
در بازار ایران، چالشهای این حرفه چند برابر پیچیدهتر است. تورم بالا باعث میشود جنسی را که امروز به قیمت مصرفکننده میفروشید، فردا نتوانید با همان قیمت از عمدهفروش بخرید. در چنین شرایطی، سرمایه در گردش مغازهدار به مرور آب میرود. از طرفی، قیمتگذاری دستوری روی کالاهای اساسی دست مغازهدار را برای مانور روی سود قفسههای پرفروش میبندد. صاحبان فروشگاههای موفق در ایران برای فرار از این تله، چیدمان مغازه را تغییر میدهند. آنها کالاهای اساسی کمسود (مثل شیر کمچرب یا شکر) را در انتهای مغازه قرار میدهند تا مشتری برای رسیدن به آنها ناچار شود از جلوی قفسه تنقلات، شکلاتهای وارداتی، زیتونهای فرآوریشده و چیپسها رد شود؛ یعنی جاهایی که حاشیه سود ناخالص بالایی دارند و خرید آنها بیشتر حسی و ناگهانی است تا از پیش برنامهریزیشده.
هزینههای پنهان، قاتل خاموش سود خواربارفروشی هستند. قبض برق یخچالهای ایستاده و فریزرها در تابستان، خرابی ناگهانی سیستمهای برودتی، و دزدیهای کوچک فروشگاهی (که در این صنف به آن شینک یا ضایعات پنهان میگویند) به راحتی سود خالص نحیف مغازه را صفر میکنند. فروشگاههایی که سیستم ثبت دقیق موجودی و حسابداری مکانیزه ندارند، معمولاً زمانی متوجه ضرردهی خود میشوند که دیگر دیر شده و بدهی به پخشکنندهها بالا رفته است. برای نجات از این وضعیت، مدیریت دقیق تاریخ انقضا و تخفیف زدن به کالاهایی که به پایان عمر خود نزدیک میشوند، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت روزانه برای حفظ جریان نقدینگی است.
| نام منبع انگلیسی | مرجع آماری / حوزه تمرکز | آدرس وبسایت منبع |
|---|---|---|
| FMI (The Food Industry Association) | گزارش سالانه شاخصهای مالی و سود خالص صنعت خردهفروشی غذا | fmi.org |
| NGA (National Grocers Association) | گزارش عملکرد مالی و حاشیه سود سوپرمارکتهای مستقل | nationalgrocers.org |
| VantaInsights | تحلیل رفتار مصرفکننده و حاشیه سود بخشهای ترهبار و لبنیات | vantainsights.com |
| Stern NYU (Damodaran Online) | دادههای ارزیابی حاشیه سود خالص و ناخالص بخشهای مختلف خردهفروشی | pages.stern.nyu.edu |
نظرات
برای ثبت نظر باید ثبتنام کنید.
ثبتنام / ورود