شراکت در آرایشگاه زنانه

شراکت در آرایشگاه زنانه

شراکت در آرایشگاه زنانه، از آن تصمیم‌هایی است که اگر درست بسته شود، می‌تواند یک سالن معمولی را تبدیل کند به یک کسب و کار جان دار و پول ساز؛ و اگر شل و ول بسته شود، خیلی زود از همان جای شستن برس و مواد کراتین، دعوا و دلخوری بالا می‌زند.

من در کار مشاوره کسب و کار، بارها دیده‌ام آدم‌ها نه از کمبود مشتری، بلکه از شریک اشتباه ضربه خورده‌اند. در ایران، مخصوصاً در صنف زیبایی، مشکل اصلی معمولاً نبود مشتری نیست؛ مشکل این است که دو نفر با دو برداشت متفاوت از پول، اختیار، برند و آینده وارد یک سقف مشترک می‌شوند.

در ظاهر، شراکت در آرایشگاه زنانه ساده به نظر می‌رسد. یکی پول می‌آورد، یکی کار بلد است. یکی مشتری می‌آورد، یکی مدیریت می‌کند. روی کاغذ، همه چیز معقول است. اما واقعیت سالن چیز دیگری است: یک نفر از صبح تا شب سر پا می‌ایستد، نفر دیگر اصرار دارد دخل و خرج «فعلاً بعداً» حساب شود، و یک تصمیم کوچک درباره قیمت خدمات می‌تواند به یک دلخوری دو ماهه تبدیل شود.

همین جاست که باید حرف اصلی را زد:

شراکت خوب، از توافق شفاهی شروع نمی‌شود. از شفافیت شروع می‌شود.

دست نویس‌های قدیمی، رفاقت‌های صمیمی و «ما که با هم کنار می‌آییم» تا وقتی خوب‌اند که پول وسط نیامده باشد. پول که می‌آید، حافظه آدم‌ها هم عوض می‌شود. رابرت کیوساکی در پدر پولدار، پدر فقیر یک جمله معروف دارد: «دارایی، چیزی است که پول را در جیب شما بگذارد.» حالا اگر شراکت شما خودش تبدیل شود به منبع نشت پول، اسمش دیگر دارایی نیست؛ یک دردسر شیک و تمیز است.

شراکت در آرایشگاه زنانه یعنی چه؟

یعنی دو نفر یا بیشتر، سرمایه، مهارت، زمان یا ارتباطات خودشان را می‌گذارند وسط تا یک سالن را راه بیندازند یا گسترش دهند.

اما این تعریف، فقط نیمه اول ماجراست. بخش مهم‌تر این است که هر شریک دقیقاً بداند چه چیزی می‌آورد و چه چیزی برمی‌دارد.

در تجربه‌ی بازار ایران، معمولاً شراکت‌ها در آرایشگاه زنانه یکی از این مدل‌ها را دارند:

مدل شراکت توضیح ریسک پنهان
سرمایه + مهارت یکی پول می‌گذارد، یکی کار فنی و مشتری اگر نقش‌ها نوشته نشود، صاحب پول حس می‌کند کنترل ندارد
سرمایه + مدیریت یکی سرمایه دارد، یکی سالن را می‌چرخاند اگر KPI نداشته باشید، مدیر عملاً بی‌پاسخ می‌ماند
دو شریک فنی هر دو آرایشگر یا متخصص خدمات‌اند رقابت پنهان بر سر مشتری و درآمد خیلی زود بیرون می‌زند
شراکت خانوادگی خواهر، دوست، فامیل یا آشنا همین نزدیکی عاطفی، دعوا را سخت‌تر می‌کند

در کتاب از خوب به عالی جیم کالینز، یک نکته تکرار می‌شود که به درد اینجا می‌خورد: شرکت‌های خوب معمولاً اول «آدم درست» را انتخاب می‌کنند، بعد مسیر را. در سالن زیبایی هم همین است.

اگر آدم درست انتخاب نشود، بهترین لوکیشن و گران‌ترین دکور هم فقط یک صحنه‌ی آراسته برای دعواست.

قبل از شریک شدن، سه سوال را رک بپرس

من خیلی صریح می‌گویم:

اگر این سه سوال جواب روشن نداشته باشند، شراکت را شروع نکن.

  1. پول دقیقاً از کجا می‌آید و چقدر است؟

    نه «یه چیزی می‌ذاریم». عدد.

  2. مسئول تصمیم‌گیری کیست؟

    برای خرید، استخدام، قیمت‌گذاری، تخفیف و پرداخت‌ها.

  3. اگر یکی خواست خارج شود، چه می‌شود؟

    این بخش را معمولاً کسی دوست ندارد ببیند، اما دقیقاً همین‌جا شراکت‌های ناپخته زمین می‌خورند.

دونالد میلر در ساختن یک داستان برند می‌گوید مشتری و بازار باید بفهمند قهرمان کیست و راه حل چیست. داخل شراکت هم همین منطق کار می‌کند: اگر معلوم نباشد قهرمان اصلی کیست و هر کس چه نقشی دارد، داستان به هم می‌ریزد.

قرارداد شراکت، کاغذبازی نیست

قرارداد شراکت، کاغذبازی نیست خیلی‌ها از قرارداد بدشان می‌آید چون فکر می‌کنند یعنی بی‌اعتمادی. من برعکس فکر می‌کنم: قرارد…

خیلی‌ها از قرارداد بدشان می‌آید چون فکر می‌کنند یعنی بی‌اعتمادی. من برعکس فکر می‌کنم:

قرارداد خوب یعنی احترام به حافظه‌ی ضعیف انسان.

در آرایشگاه زنانه، قرارداد باید دست‌کم این بندها را روشن کند:

  • سهم هر شریک
  • آورده نقدی و غیرنقدی
  • مالکیت وسایل و دکور
  • نحوه تقسیم سود
  • حقوق ماهانه یا برداشت شخصی
  • مسئولیت بدهی‌ها
  • اختیار قیمت‌گذاری خدمات
  • نحوه استخدام و اخراج نیرو
  • شیوه حل اختلاف
  • شرایط خروج شریک
  • تکلیف مشتری‌های شخصی هر شریک

اگر بخواهم صادقانه بگویم، خیلی از دعواها نه بر سر اصل پول، بلکه بر سر «برداشت از اختیار» شروع می‌شود.

یکی فکر می‌کند چون مشتری آورده، پس حق دارد هر تخفیفی بدهد. دیگری می‌گوید چون اجاره می‌دهد، پس همه چیز باید با نظر او باشد. اگر این‌ها از اول نوشته نشده باشد، آخرش دو شریک می‌مانند و یک سالن که وسطش بوی تنش می‌دهد.

مثال واقعی از فضای ایران

یک نمونه‌ی واقعی که در مشاوره زیاد دیده‌ام این شکل است:

دو نفر در تهران یک سالن کوچک را با سرمایه مشترک راه می‌اندازند. یکی خودش آرایشگر حرفه‌ای است و مشتری ثابت دارد. دیگری سرمایه بیشتری می‌آورد و هزینه رهن، دکور و بخشی از تبلیغات را می‌دهد.

ماه اول همه چیز خوب است. ماه دوم، شریک فنی می‌گوید چون مشتری‌ها برای من آمده‌اند، باید سهم بیشتری از سود بگیرم. شریک سرمایه‌گذار جواب می‌دهد که اگر پول من نبود، اصلاً سالنی وجود نداشت که مشتری‌ها بیایند.

بعد، مسئله به اینجا می‌رسد که شریک فنی بدون هماهنگی، برای جذب مشتری تخفیف‌های سنگین می‌دهد. دخل پایین می‌آید، اما او می‌گوید «مشتری آوردم». شریک سرمایه‌گذار هم شروع می‌کند به دخالت در کارهای فنی.

سه ماه بعد، نه فقط سود از بین رفته، بلکه دوستی هم تمام شده.

اینجا مشکل، آرایشگاه نیست. مشکل این است که از اول مشخص نکرده بودند مشتری مال کیست، تصمیم مال کیست، و سود بر چه مبنایی تقسیم می‌شود.

مهم‌ترین بندهایی که باید در شراکت آرایشگاه روشن شوند

 

موضوع سوالی که باید جوابش روشن باشد اشتباه رایج
سهم‌الشرکه هر نفر چند درصد دارد؟ «فعلاً بعداً حساب می‌کنیم»
سود بر اساس درصد سهم یا بر اساس نقش؟ قاطی کردن سهم سرمایه با زحمت روزانه
برداشت ماهانه هر شریک حقوق ثابت دارد یا نه؟ برداشت بی‌ضابطه از صندوق
قیمت‌گذاری چه کسی قیمت خدمات را تعیین می‌کند؟ تخفیف دادن بدون هماهنگی
مشتری‌های شخصی مشتریِ هر شریک متعلق به کیست؟ دعوا بر سر «کی این مشتری را آورد»
خروج از شراکت خروج با چه شرایطی ممکن است؟ نبود فرمول خرید سهم
استخدام نیرو تصمیم با چه کسی است؟ آوردن نیرو بدون تایید شریک دیگر
هزینه‌های جاری چه چیزهایی مشترک حساب می‌شود؟ خرج شخصی را وارد حساب سالن کردن

تقسیم سود؛ جایی که خیلی‌ها اشتباه می‌کنند

تقسیم سود، فقط نصف کردن عدد آخر ماه نیست.

اگر یکی پول داده و دیگری هر روز از ۹ صبح تا ۸ شب داخل سالن بوده، انصاف همیشه مساوی با برابری عددی نیست. اما مساوی نبودن هم باید فرمول داشته باشد، نه سلیقه.

مثلاً می‌توان توافق کرد:

  • سهم سرمایه جدا حساب شود
  • دستمزد مدیریت جدا باشد
  • سود خالص جدا از حقوق برداشت شود

این مدل، از خیلی دعواها جلوگیری می‌کند.

چون وقتی همه چیز داخل یک کیسه ریخته شود، آخر ماه هر کس فکر می‌کند دیگری بیشتر برداشته. و معمولاً هم هر دو تا حدی حق دارند.

پیتر دراکر جمله معروفی دارد: «آنچه اندازه‌گیری نشود، مدیریت نمی‌شود.»

در سالن زیبایی هم اگر دخل، هزینه، مواد مصرفی، حقوق نیروها و سود خالص را ماهانه ثبت نکنید، دارید با حدس و حس کار می‌کنید. و حدس، برای آرایشگاه خرج دارد.

چرا شراکت در آرایشگاه زنانه می‌تواند خوب باشد؟

اگر درست طراحی شود، شراکت چند مزیت روشن دارد:

  • فشار مالی کمتر می‌شود
  • ریسک بین چند نفر پخش می‌شود
  • تخصص‌ها کنار هم قرار می‌گیرند
  • سرعت رشد بیشتر می‌شود
  • بازاریابی و جذب مشتری فقط روی دوش یک نفر نمی‌ماند

اما من یک نکته را با تاکید می‌گویم:

شراکت خوب، برای آدم‌هایی است که اهل نظم‌اند، نه فقط اهل ذوق.

آدم‌های بی‌نظم معمولاً فکر می‌کنند شراکت یعنی «همه با هم».

نه. شراکت یعنی هر کس سهم خودش را دارد و نمی‌تواند هر وقت دلش خواست از مرز دیگری رد شود.

چه کسی برای شراکت مناسب نیست؟

این بخش را خیلی صریح بگویم، چون لازم است:

  • کسی که دخل و خرج را دقیق ثبت نمی‌کند
  • کسی که اهل پنهان‌کاری مالی است
  • کسی که در تصمیم‌گیری عجول و هیجانی است
  • کسی که فکر می‌کند چون مشتری دارد، پس همه چیز حق اوست
  • کسی که از حرف زدن درباره پول فرار می‌کند

چنین آدمی برای شراکت مناسب نیست، حتی اگر بهترین دست‌ها را در شهر داشته باشد.

برای انتخاب شریک خوب، به این چیزها نگاه کن

 

معیار چرا مهم است
صداقت مالی چون پول، زودترین آینه‌ی شخصیت است
نظم چون سالن بی‌نظم، زود از کنترل خارج می‌شود
تحمل اختلاف چون هیچ شراکتی بی‌سایش نیست
سابقه‌ی کاری چون حرف زیاد، جای تجربه را نمی‌گیرد
توان فروش و جذب مشتری چون سالن بدون جریان مشتری می‌میرد
بلوغ عاطفی چون آدم کم‌تحمل، از هر اختلافی دعوا می‌سازد

یک نکته درباره برند و مشتری

در آرایشگاه زنانه، بعضی‌ها مشتری را با خودش می‌برد و این کار را «وفاداری» می‌نامد.

ولی وفاداری واقعی به برند است، نه به دعواهای درونی. اگر سالن هویت مشخص نداشته باشد، هر مشتری به اولین آدمی که بیشتر دوستش دارد می‌چسبد و کل ساختار فرو می‌ریزد.

برای همین، از همان اول باید برند سالن را از برند فردی جدا کرد.

یعنی مشتری بداند آمده برای تجربه‌ی یک سالن، نه فقط برای یک نفر. این کار با آموزش نیروها، یکدست بودن خدمات، سیستم نوبت‌دهی و ثبت مشتری‌ها انجام می‌شود.

چند توصیه عملی برای شروع شراکت

چند توصیه عملی برای شروع شراکت قبل از اجاره یا رهن، مدل شراکت را بنویسید. همه آورده‌ها را عددی کنید. برداشت شخصی را از س…

  1. قبل از اجاره یا رهن، مدل شراکت را بنویسید.
  2. همه آورده‌ها را عددی کنید.
  3. برداشت شخصی را از سود جدا کنید.
  4. برای اختلاف، داور مشخص کنید.
  5. از ماه اول گزارش مالی داشته باشید.
  6. قیمت خدمات را یک‌نفره تغییر ندهید.
  7. برای خروج شریک، فرمول از پیش تعیین کنید.

من اگر بخواهم همه این حرف را در یک جمله جمع کنم، می‌گویم:

شراکت در آرایشگاه زنانه، بیش از آنکه به مدل مو ربط داشته باشد، به مدل ذهنی آدم‌ها ربط دارد.

نظرات

برای ثبت نظر باید ثبت‌نام کنید.

ثبت‌نام / ورود