کار آفرینی سازمانی

کار آفرینی سازمانی

راهنمای بقا با فرمول «کارآفرینی سازمانی» به قلم پیمان امیدی

یک اتاق کنفرانس تاریک را تصور کنید. بوی قهوه سرد شده با اضطراب شدید مدیران یک هلدینگ بزرگ پخش قطعات خودرو در تهران مخلوط شده است. روی مانیتور بزرگ اتاق، نمودار فروش سال گذشته مثل یک صخره شیب‌دار سقوط کرده است. مدیرعامل سرش را بین دست‌هایش گرفته و می‌گوید: «ما که همه کارها را درست انجام دادیم؛ چرا مشتری‌ها دیگر سراغ ما نمی‌آیند؟»

پاسخ ساده و در عین حال ترسناک است: آن‌ها در تله کارایی (Efficiency Trap) افتاده بودند.

آن‌ها آن‌قدر روی بهینه‌سازی کارهای قدیمی، کاهش هزینه‌ها و کنترل دقیق سیستم تمرکز کرده بودند که یادشان رفته بود دنیا بیرون از دیوارهای شرکت با سرعت نور در حال تغییر است. آن‌ها فراموش کرده بودند که در بازار امروز، بقا در گروی «کارآفرینی سازمانی» یا همان Intrapreneurship است.

در این مقاله می‌خواهم از زاویه دید یک مشاور که سال‌هاست در اتاق‌های تصمیم‌گیری کسب‌وکارهای ایرانی نشسته، با شما درباره این موضوع صحبت کنم که چطور می‌توان روح سرکش و نوآور استارتاپ‌ها را به کالبد خسته و بوروکراتیک شرکت‌های بزرگ تزریق کرد.


بخش اول: کارآفرینی سازمانی اصلاً یعنی چه؟

ساده‌ترین تعریفی که می‌توانم برایش ارائه دهم این است: «ایجاد یک استارتاپ جدید در دل یک شرکت قدیمی.»

کارآفرینی سازمانی یعنی بستری فراهم کنیم که کارمندان خلاق و جسور ما، بدون اینکه نیاز باشد استعفا بدهند و بیرون از شرکت ریسک کنند، بتوانند ایده‌های نوآورانه‌شان را درون خانه خودمان تبدیل به محصولات یا خطوط درآمدی جدید کنند.

در دنیای امروز مدیریت، ما سیستم‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کنیم:

  1. سیستم‌های بسته (Closed Systems): که فقط به دنبال کنترل، کاهش خطا و تکرار کارهای گذشته هستند. این سیستم‌ها در کوتاه‌مدت سودآورند اما در بلندمدت محکوم به فنا هستند.
  2. سیستم‌های باز (Open Systems): که مدام با محیط بیرون در تعامل هستند، سیگنال‌های تغییر بازار را دریافت می‌کنند و به سرعت خودشان را تطبیق می‌دهند. کارآفرینی سازمانی ابزار تبدیل یک سیستم بسته به یک سیستم باز و پویاست.

توصیه می کنم مقاله ی، سیستم های بسته و باز را مطالعه بفرمایید.


بخش دوم: روایت یک تجربه واقعی در بازار ایران

چند سال پیش، مشاور یک کلینیک دندان‌پزشکی زنجیره‌ای و بزرگ در تهران بودم. این کلینیک از نظر تجهیزات و پزشکان در بالاترین سطح بود، اما به شدت با مشکل جذب و وفادارسازی بیمار دست‌ و پنجه نرم می‌کرد. روش‌های قدیمی بازاریابی دیگر جواب نمی‌داد و نرخ بازگشت مشتری‌ها روز به‌ روز کمتر می‌شد.

در یکی از جلسات طوفان فکری، یکی از کارشناسان پذیرش کلینیک (که تحصیلاتش در حوزه نرم‌افزار بود) ایده عجیبی داد. او گفت: «چرا یک سیستم اختصاصی CRM طراحی نکنیم که بر اساس روانشناسی تصمیم بیماران، درست در لحظه‌ای که نیاز به چکاپ بعدی دارند، با یک پیام اختصاصی و کاملاً شخصی‌سازی‌شده آن‌ها را دعوت کند؟ به علاوه، بتوانیم روند درمان و تصاویر قبل و بعد بیمار را در قالب یک پورتال شخصی به خودش ارائه دهیم تا حس مالکیت و اهمیت پیدا کند.»

مدیران ارشد در ابتدا مقاومت کردند. حرفشان این بود: «کار ما درمان است، نه توسعه نرم‌افزار!» اما به عنوان مشاور، آن‌ها را متقاعد کردم که به این کارمند فضا، بودجه محدود و زمان بدهند. ما یک ساختار «کارآفرینی درون‌سازمانی» کوچک برای او ساختیم. او دیگر فقط یک پذیرش‌کننده ساده نبود؛ او مدیر پروژه یک استارتاپ داخلی شده بود.

نتیجه چه شد؟

پس از شش ماه تست و خطا، سیستم CRM اختصاصی کلینیک بالا رفت. نرخ بازگشت بیماران در شعبه پایلوت ۴۲ درصد رشد کرد! این سیستم آن‌قدر قوی کار کرد که هلدینگ تصمیم گرفت آن را به عنوان یک نرم‌افزار مجزا (SaaS) به سایر کلینیک‌های همکار هم بفروشد.

این یعنی کارآفرینی سازمانی: تبدیل یک ایده کارمندی به یک جریان درآمدی جدید برای کل سازمان.


بخش سوم: چطور این ساختار را در سازمان خود پیاده کنیم؟ (فرمول عملی)

اگر تصمیم گرفته‌اید این مسیر را شروع کنید، باید ۳ گام اساسی بردارید:

  1. ایجاد حاشیه امنیت برای شکست: اگر کارمندان شما احساس کنند با اولین شکست در یک پروژه نوآورانه توبیخ یا اخراج می‌شوند، هرگز دست به نوآوری نخواهند زد. شما باید بودجه‌ای را تعریف کنید که از پیش برای «آزمایش و یادگیری» کنار گذاشته شده است.
  2. استفاده از منطق اثرگذاری (Effectuation): به جای اینکه از کارمند خود بخواهید یک طرح تجاری ۵۰ صفحه‌ای با پیش‌بینی‌های خیالی ۵ ساله بنویسد، به او بگویید: «با منابعی که الان در اختیار داری و آدم‌هایی که می‌شناسی، کوچک‌ترین قدمی که می‌توانی برای تست این ایده برداری چیست؟» (دقیقاً همان متدولوژی ناب یا Lean).
  3. مکانیزم جبران خدمت کارآفرینانه: کارمندی که مثل یک کارآفرین وقت و انرژی می‌گذارد، نمی‌تواند با حقوق ثابت کارمندی انگیزه خود را حفظ کند. باید درصدی از منافع حاصل از پروژه جدید را برای او و تیمش در نظر بگیرید.

جدول منابع و کتاب‌های معتبر کارآفرینی سازمانی

برای اینکه بتوانید عمیق‌تر وارد این حوزه شوید و تئوری‌ها را به خوبی بشناسید، لیستی از بهترین منابع این حوزه را برای شما آماده کرده‌ام:

نام کتاب (انگلیسی) نام کتاب (فارسی) نویسنده (نویسندگان) تمرکز و کاربرد اصلی کتاب
Corporate Entrepreneurship کارآفرینی سازمانی Donald F. Kuratko مرجع جامع و دانشگاهی برای فهم ساختارها و تئوری‌های کارآفرینی در شرکت‌های بزرگ.
Corporate Innovation نوآوری سازمانی Donald F. Kuratko, Michael G. Goldsby, Jeffrey S. Hornsby راهنمای بسیار عملی برای مدیرانی که می‌خواهند بوروکراسی را دور بزنند و نوآوری را طراحی کنند.
Intrapreneuring درون‌کارآفرینی Gifford Pinchot III کتاب کلاسیک و پایه‌ای برای فهم روانشناسی کارمندانی که می‌خواهند در سازمان کارآفرینی کنند.
The Lean Startup نوآوری ناب (نوپای ناب) Eric Ries متدولوژی اعتبارسنجی سریع ایده‌ها و کاهش ریسک پروژه‌های جدید در سازمان.
Corporate Effectuation اثرگذاری شرکتی Thomas Blekman راهنمای تصمیم‌گیری و اقدام در شرایط عدم‌قطعیت بازار با استفاده از منابع موجود.
The Corporate Startup استارتاپ سازمانی Tendayi Viki, Dan Toma, Esther Gons ابزارها و مدل‌های کاربردی برای ایجاد هماهنگی میان پروژه‌های نوآور و بدنه اصلی شرکت.

کلام آخر:

بازار ایران به شدت غیرقابل پیش‌بینی است. در چنین فضایی، سازمان‌هایی که مثل یک کشتی غول‌پیکر صلب رفتار می‌کنند با اولین موج بزرگ غرق می‌شوند. بقای ما در گروی این است که بتوانیم این کشتی بزرگ را به ناوگانی از قایق‌های تندرو و چابک تبدیل کنیم که هر کدامشان به دنبال کشف یک فرصت جدید هستند.

اگر به عنوان مدیر یک کسب‌وکار یا کلینیک هنوز فکر می‌کنید کنترل همه‌چیز دست شماست، زمان آن رسیده که در استراتژی‌های خود تجدید نظر کنید.

نظرات

برای ثبت نظر باید ثبت‌نام کنید.

ثبت‌نام / ورود